پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

disturbed

مشوش به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مشوش
  • پریشان
  • آشفته

معنی و کاربرد

  1. مشوش

    adjective — صفت
    English meaning

    Feeling anxious, troubled, or emotionally upset.

    پریشانی و آشفتگی

    • He was visibly disturbed by the news.

      او از شنیدن خبر آشکارا مشوش بود.

    • The child seemed disturbed and restless.

      کودک مشوش و بی‌قرار به نظر می‌رسید.

    • Her disturbed sleep worried her mother.

      خواب آشفتهٔ او مادرش را نگران کرد.

شکل‌های واژه

verb
disturb

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • troubled
  • upset
  • unsettled

متضادها (انگلیسی)

  • calm
  • composed

ترکیب‌های رایج

  • mentally disturbed
  • disturbed sleep

واژه‌های مرتبط

مشوش به انگلیسی - ineng.ir