انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
dominion
فرمانروایی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فرمانروایی
- حکمرانی
- سلطنت
معنی و کاربرد
فرمانروایی
noun — اسمEnglish meaningRule or control over a territory or people; sovereignty.
حکمرانی و تسلط بر سرزمین یا مردم
The king's dominion stretched far.
فرمانروایی شاه بسیار گسترده بود.
They fought for dominion over the sea.
آنها برای فرمانروایی بر دریا جنگیدند.
هممعنیها (انگلیسی)
- rule
- sovereignty
متضادها (انگلیسی)
- subjection