انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
dough
خمیر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- خمیر
معنی و کاربرد
خمیر
noun — اسمEnglish meaningA thick, soft mixture of flour and liquid, used to make bread, pastry, or similar food.
مخلوط آرد و آب برای پخت نان
Mix the flour and water to make dough.
آرد و آب را برای ساختن خمیر مخلوط کن.
The dough needs to rest for an hour.
خمیر باید یک ساعت استراحت کند.
She rolled out the dough for the pie.
او خمیر را برای پای پهن کرد.
شکلهای واژه
- plural
- doughs
هممعنیها (انگلیسی)
- batter
- paste
ترکیبهای رایج
- knead the dough
- let the dough rise
یادداشت کاربرد
خمیر به مخلوط آرد و آب گفته میشود؛ در زبان عامیانه انگلیسی برای پول نیز به کار میرود.
واژههای مرتبط
- batter