انگلیسیبه فارسیverb — فعل
drag
کشانیدن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کشانیدن
- کشیدن
- کشاندن
معنی و کاربرد
کشانیدن
verb — فعلEnglish meaningTo pull something along a surface, often with effort.
کشیدن چیزی روی زمین
He dragged the heavy box across the floor.
او جعبه سنگین را روی زمین کشانید.
They dragged the boat onto the shore.
آنها قایق را به ساحل کشانیدند.
شکلهای واژه
- present stem
- کشان
هممعنیها (انگلیسی)
- pull
- haul
- trail
متضادها (انگلیسی)
- push
ترکیبهای رایج
- drag along
- drag away
واژههای مرتبط
- کشیدن