پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

drag

کشانیدن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • کشانیدن
  • کشیدن
  • کشاندن

معنی و کاربرد

  1. کشانیدن

    verb — فعل
    English meaning

    To pull something along a surface, often with effort.

    کشیدن چیزی روی زمین

    • He dragged the heavy box across the floor.

      او جعبه سنگین را روی زمین کشانید.

    • They dragged the boat onto the shore.

      آن‌ها قایق را به ساحل کشانیدند.

شکل‌های واژه

present stem
کشان

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • pull
  • haul
  • trail

متضادها (انگلیسی)

  • push

ترکیب‌های رایج

  • drag along
  • drag away

واژه‌های مرتبط

  • کشیدن