انگلیسیبه فارسیverb — فعل
drive
راندن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- راندن
- رانندگی کردن
معنی و کاربرد
راندن
verb — فعلEnglish meaningTo operate and control a vehicle such as a car.
دربارهٔ راندن وسیلهٔ نقلیه
He drives to work every day.
او هر روز با خودرو به سر کار میرود.
She drove the car carefully.
او خودرو را با احتیاط راند.
راندن
verb — فعلEnglish meaningTo force someone or something to leave; to expel.
دربارهٔ بیرون کردن
They drove the enemy out of the city.
آنها دشمن را از شهر راندند.
He was driven away from home.
او از خانه رانده شد.
شکلهای واژه
- past stem
- راند
هممعنیها (انگلیسی)
- operate
- expel
- repel
متضادها (انگلیسی)
- attract
- invite
ترکیبهای رایج
- drive a car
- drive away
واژههای مرتبط
- driver
- expel