پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

drive

راندن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • راندن
  • رانندگی کردن

معنی و کاربرد

  1. راندن

    verb — فعل
    English meaning

    To operate and control a vehicle such as a car.

    دربارهٔ راندن وسیلهٔ نقلیه

    • He drives to work every day.

      او هر روز با خودرو به سر کار می‌رود.

    • She drove the car carefully.

      او خودرو را با احتیاط راند.

  2. راندن

    verb — فعل
    English meaning

    To force someone or something to leave; to expel.

    دربارهٔ بیرون کردن

    • They drove the enemy out of the city.

      آن‌ها دشمن را از شهر راندند.

    • He was driven away from home.

      او از خانه رانده شد.

شکل‌های واژه

past stem
راند

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • operate
  • expel
  • repel

متضادها (انگلیسی)

  • attract
  • invite

ترکیب‌های رایج

  • drive a car
  • drive away

واژه‌های مرتبط