پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

drowned

غرق به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • غرق
  • غوطه‌ور

معنی و کاربرد

  1. غرق

    adjective — صفت
    English meaning

    Having sunk or being under water; having died by drowning.

    زیر آب

    • The ship sank and the sailors were drowned.

      کشتی غرق شد و ملوانان غرق شدند.

    • He was drowning in the river.

      او در رودخانه غرق می‌شد.

  2. غرق در

    adjective — صفت
    English meaning

    Deeply involved or absorbed in something.

    استعاری

    • She was immersed in her work.

      او غرق در کارش بود.

    • He was drowned in debt.

      او غرق در بدهی بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • sunken
  • submerged
  • immersed

متضادها (انگلیسی)

  • afloat

ترکیب‌های رایج

  • drowned in debt
  • drown in tears

واژه‌های مرتبط

  • غوطه‌ور