انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
drunk
مخمور به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مخمور
- مست
- نشئه
معنی و کاربرد
مخمور
adjective — صفتEnglish meaningAffected by alcohol; intoxicated.
حالت
The drunk man could not walk straight.
مرد مخمور راست راه نمیرفت.
He came home drunk.
او مست به خانه آمد.
هممعنیها (انگلیسی)
- drunk
- intoxicated
- inebriated
متضادها (انگلیسی)
- sober
ترکیبهای رایج
- get drunk
واژههای مرتبط
- میگسار