پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

dryness

خشکی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • خشکی
  • خشکسالی
  • بی‌آبی

معنی و کاربرد

  1. خشکی

    noun — اسم
    English meaning

    The state of being dry; lack of moisture.

    دربارهٔ بی‌آبی

    • The dryness of the desert is intense.

      خشکی بیابان شدید است.

    • Dryness damaged the crops.

      خشکی به محصولات آسیب زد.

  2. خشکی

    noun — اسم
    English meaning

    Land as opposed to water or sea.

    دربارهٔ سرزمین

    • They traveled over land to the harbor.

      آن‌ها از راه خشکی به بندر رفتند.

    • The animal lives on dry land.

      آن جانور در خشکی زندگی می‌کند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • aridity
  • drought
  • land

متضادها (انگلیسی)

  • wetness
  • moisture

ترکیب‌های رایج

  • dryness of skin

واژه‌های مرتبط