پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

earthy

خاکی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • خاکی
  • خاک‌آلود
  • فروتن

معنی و کاربرد

  1. خاکی

    adjective — صفت
    English meaning

    Resembling or consisting of earth; also plain and practical.

    خاک‌مانند یا ساده و زمینی

    • The room had an earthy smell.

      اتاق بویی خاکی داشت.

    • She has a warm and earthy sense of humor.

      او حس شوخ‌طبعی گرم و خاکی دارد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • dusty
  • down-to-earth
  • grounded

متضادها (انگلیسی)

  • refined