پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

edible

خوراکی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • خوراکی
  • قابل خوردن

معنی و کاربرد

  1. خوراکی

    adjective — صفت
    English meaning

    Fit or suitable to be eaten.

    غذا

    • Are these wild mushrooms edible?

      آیا این قارچ‌های وحشی خوراکی هستند؟

    • The plant has edible leaves.

      این گیاه برگ‌های خوراکی دارد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • eatable
  • consumable

متضادها (انگلیسی)

  • inedible
  • poisonous

واژه‌های مرتبط