انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
efficient
کارآمد به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کارآمد
- مؤثر
- بهصرفه
معنی و کاربرد
کارآمد
adjective — صفتEnglish meaningWorking well and producing a desired result without wasting time or resources.
برای توصیف فرد یا روشی مؤثر
She is a very efficient worker.
او کارگر بسیار کارآمدی است.
We need a more efficient system.
ما به یک سیستم کارآمدتر نیاز داریم.
شکلهای واژه
- comparative
- more efficient
- superlative
- most efficient
هممعنیها (انگلیسی)
- effective
- productive
- capable
متضادها (انگلیسی)
- inefficient
- wasteful
ترکیبهای رایج
- highly efficient
- efficient use
یادداشت کاربرد
کارآمد به معنی توانا و مؤثر در انجام کار است.