پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

effort

سعی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سعی
  • کوشش
  • تلاش

معنی و کاربرد

  1. سعی

    noun — اسم
    English meaning

    An attempt to do something, especially a determined one.

    کوشش برای انجام کاری

    • He made an effort to improve.

      او برای پیشرفت کوشش کرد.

    • All her efforts were rewarded.

      همهٔ تلاش‌هایش نتیجه داد.

  2. تلاش

    noun — اسم
    English meaning

    The physical or mental energy used to do something.

    نیرویی که صرف انجام کاری می‌شود

    • It took great effort to lift the box.

      برداشتن جعبه تلاش زیادی می‌خواست.

    • Learning a language requires effort.

      یادگیری یک زبان نیازمند تلاش است.

شکل‌های واژه

plural
efforts

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • attempt
  • endeavor
  • exertion

متضادها (انگلیسی)

  • idleness

ترکیب‌های رایج

  • make an effort
  • spare no effort
  • a wasted effort

واژه‌های مرتبط

  • try