پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

egg

تخم به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تخم
  • تخم‌مرغ
  • تخمه

معنی و کاربرد

  1. تخم

    noun — اسم
    English meaning

    An oval object laid by a female bird, eaten as food.

    • She boiled an egg.

      او یک تخم‌مرغ آب‌پز کرد.

    • The bird laid three eggs.

      پرنده سه تخم گذاشت.

شکل‌های واژه

plural
eggs

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • ovum

ترکیب‌های رایج

  • fried egg
  • lay an egg

یادداشت کاربرد

تخم هم به تخم پرندگان و هم به دانه و هسته گفته می‌شود.