انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
elongated
کشیده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کشیده
- دراز
- بلند
معنی و کاربرد
کشیده
adjective — صفتEnglish meaningMade longer or stretched out in length.
توصیف چیزی که طولانی و کشیده شده
The car has an elongated shape.
این خودرو شکلی کشیده دارد.
He drew an elongated figure.
او شکلی کشیده کشید.
کشیده
adjective — صفتEnglish meaningLong and slender, especially of body features.
توصیف اندام باریک و بلند
She has elongated fingers.
او انگشتانی کشیده دارد.
The vase has an elongated neck.
گلدان گردنی کشیده دارد.
هممعنیها (انگلیسی)
- stretched
- lengthened
- extended
متضادها (انگلیسی)
- shortened
- compressed
ترکیبهای رایج
- elongated shape
- elongated shadow
یادداشت کاربرد
کشیده صفت مفعولی به معنای دراز و کشیدهشده است.