پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

elucidation

تبیین به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تبیین
  • روشن‌سازی
  • تشریح

معنی و کاربرد

  1. تبیین

    noun — اسم
    English meaning

    The act of making something clear or explaining it in detail.

    در اشاره به روشن کردن یک مطلب

    • The report offers a clear elucidation of the policy.

      گزارش تبیینی روشن از این سیاست ارائه می‌دهد.

    • His elucidation of the theory helped the students.

      تبیین او از این نظریه به دانشجویان کمک کرد.

    • We need further elucidation of these rules.

      به تبیین بیشتر این قواعد نیاز داریم.

شکل‌های واژه

verb
elucidate

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • explanation
  • clarification
  • interpretation

متضادها (انگلیسی)

  • obscurity
  • confusion

ترکیب‌های رایج

  • clear elucidation
  • demand elucidation

یادداشت کاربرد

تبیین در متون علمی و سیاسی بسیار به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط