انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
employment
اشتغال به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- اشتغال
- بهکارگماری
- کار
معنی و کاربرد
اشتغال
noun — اسمEnglish meaningThe state of having paid work; the act of employing someone.
دارا بودن شغل و کار
He is looking for employment.
او در جستوجوی اشتغال است.
Employment has risen this year.
اشتغال امسال افزایش یافته است.
The factory provides employment for many.
کارخانه برای بسیاری اشتغال فراهم میکند.
هممعنیها (انگلیسی)
- work
- occupation
- job
متضادها (انگلیسی)
- unemployment
ترکیبهای رایج
- full employment
- employment contract
- employment rate
یادداشت کاربرد
اشتغال یعنی داشتن کار و شغل در ازای دستمزد.
واژههای مرتبط
- employ