پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

enclosed

محصور به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • محصور
  • دربند
  • گرفتار

معنی و کاربرد

  1. محصور

    adjective — صفت
    English meaning

    Surrounded or shut in on all sides; fenced off.

    در محاصره و محصور

    • The garden is enclosed by a wall.

      باغ با دیوار محصور شده است.

    • They felt enclosed in the crowd.

      آنان در میان جمعیت احساس محصور بودن می‌کردند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • surrounded
  • confined
  • walled

متضادها (انگلیسی)

  • open

ترکیب‌های رایج

  • enclosed space

واژه‌های مرتبط

  • enclose