پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

endurance

تاب به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تاب
  • طاقت
  • تحمل

معنی و کاربرد

  1. تاب

    noun — اسم
    English meaning

    The ability to endure an unpleasant or difficult process without giving way.

    توان تحمل سختی

    • He showed great endurance during the race.

      او در مسابقه تاب زیادی نشان داد.

    • She has no endurance for pain.

      او تابی برای درد ندارد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • stamina
  • tolerance
  • patience

متضادها (انگلیسی)

  • weakness

ترکیب‌های رایج

  • endurance test
  • physical endurance

یادداشت کاربرد

تاب در فارسی هم به معنای طاقت و تحمل و هم به معنای پیچ و خم (تاب خوردن) است.

واژه‌های مرتبط