انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
enemy
دشمن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دشمن
- خصم
- حریف
معنی و کاربرد
دشمن
noun — اسمEnglish meaningA person who is actively opposed or hostile to someone.
کسی که با دشمنی و خصومت روبهروست
He has many enemies in politics.
او در سیاست دشمنان زیادی دارد.
They became enemies after the quarrel.
آنها پس از آن نزاع دشمن یکدیگر شدند.
دشمن
noun — اسمEnglish meaningA hostile nation or force in a war.
کشور یا نیروی متخاصم در جنگ
The army advanced against the enemy.
ارتش علیه دشمن پیشروی کرد.
The enemy attacked at dawn.
دشمن در سپیدهدم حمله کرد.
شکلهای واژه
- plural
- enemies
هممعنیها (انگلیسی)
- foe
- opponent
- adversary
متضادها (انگلیسی)
- friend
- ally
ترکیبهای رایج
- public enemy
- enemy lines
- make enemies