پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

engraved

منقوش به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • منقوش
  • کنده‌کاری‌شده
  • نقش‌دار

معنی و کاربرد

  1. منقوش

    adjective — صفت
    English meaning

    Decorated with a pattern or design cut into a surface.

    هنر و تزئین

    • The box was engraved with flowers.

      جعبه با گل‌ها منقوش شده بود.

    • An engraved silver cup.

      جامی نقره‌ای و منقوش.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • carved
  • inscribed
  • decorated

واژه‌های مرتبط