انگلیسیبه فارسیverb — فعل
enter
واردشدن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- وارد شدن
- داخل شدن
- به درون آمدن
معنی و کاربرد
وارد شدن
verb — فعلEnglish meaningTo come or go into a place.
به جایی داخل شدن
Please enter the room quietly.
لطفا آرام وارد اتاق شوید.
He entered the building at noon.
او ظهر وارد ساختمان شد.
شکلهای واژه
- past
- وارد شد
هممعنیها (انگلیسی)
- enter
- go in
متضادها (انگلیسی)
- exit
- leave
ترکیبهای رایج
- enter a room