پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

enter

واردشدن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • وارد شدن
  • داخل شدن
  • به درون آمدن

معنی و کاربرد

  1. وارد شدن

    verb — فعل
    English meaning

    To come or go into a place.

    به جایی داخل شدن

    • Please enter the room quietly.

      لطفا آرام وارد اتاق شوید.

    • He entered the building at noon.

      او ظهر وارد ساختمان شد.

شکل‌های واژه

past
وارد شد

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • enter
  • go in

متضادها (انگلیسی)

  • exit
  • leave

ترکیب‌های رایج

  • enter a room

واژه‌های مرتبط