پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

entertainment

سرگرمی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سرگرمی
  • تفریح
  • سرگرم‌کننده

معنی و کاربرد

  1. سرگرمی

    noun — اسم
    English meaning

    The action of providing or being provided with amusement or enjoyment.

    مایه سرگرم شدن

    • Reading is my favorite form of entertainment.

      کتاب خواندن سرگرمی مورد علاقه من است.

    • The city offers plenty of entertainment.

      شهر سرگرمی‌های فراوانی ارائه می‌دهد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • amusement
  • fun
  • recreation

متضادها (انگلیسی)

  • boredom

ترکیب‌های رایج

  • entertainment industry
  • for entertainment

یادداشت کاربرد

سرگرمی هم به معنای تفریح و هم به معنای سرگرم بودن است.

واژه‌های مرتبط

  • تفریح
  • هواست