انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
entertainment
سرگرمی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سرگرمی
- تفریح
- سرگرمکننده
معنی و کاربرد
سرگرمی
noun — اسمEnglish meaningThe action of providing or being provided with amusement or enjoyment.
مایه سرگرم شدن
Reading is my favorite form of entertainment.
کتاب خواندن سرگرمی مورد علاقه من است.
The city offers plenty of entertainment.
شهر سرگرمیهای فراوانی ارائه میدهد.
هممعنیها (انگلیسی)
- amusement
- fun
- recreation
متضادها (انگلیسی)
- boredom
ترکیبهای رایج
- entertainment industry
- for entertainment
یادداشت کاربرد
سرگرمی هم به معنای تفریح و هم به معنای سرگرم بودن است.
واژههای مرتبط
- تفریح
- هواست