انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
equal
مساوی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مساوی
- برابر
- یکسان
معنی و کاربرد
مساوی
adjective — صفتEnglish meaningBeing the same in quantity, size, or value.
برابر و یکسان
Two plus two is equal to four.
دو بهعلاوهٔ دو مساوی چهار است.
They received equal shares.
آنها سهمهای مساوی گرفتند.
برابر
adjective — صفتEnglish meaningHaving the same rights or status.
دارای حقوق یکسان
All citizens are equal before the law.
همهٔ شهروندان در برابر قانون مساویاند.
Women should have equal pay.
زنان باید دستمزد برابر داشته باشند.
هممعنیها (انگلیسی)
- identical
- equivalent
- even
متضادها (انگلیسی)
- unequal
ترکیبهای رایج
- equal to
- equal rights
- equal opportunity