انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
established
برپا به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- برپا
- بنیانشده
- دایر
معنی و کاربرد
برپا
adjective — صفتEnglish meaningSet up or standing; in existence or operation.
بهپا و دایر بودن چیزی
The ceremony is still standing.
مراسم هنوز برپاست.
A market was set up in the square.
بازاری در میدان برپا شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- erected
- set up
- standing
متضادها (انگلیسی)
- dismantled
- closed
ترکیبهای رایج
- set up
- hold a ceremony
یادداشت کاربرد
برپا بیشتر در ترکیب «برپا کردن» و «برپا شدن» به کار میرود.
واژههای مرتبط
- erect
- establish