پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

established

برپا به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • برپا
  • بنیان‌شده
  • دایر

معنی و کاربرد

  1. برپا

    adjective — صفت
    English meaning

    Set up or standing; in existence or operation.

    به‌پا و دایر بودن چیزی

    • The ceremony is still standing.

      مراسم هنوز برپاست.

    • A market was set up in the square.

      بازاری در میدان برپا شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • erected
  • set up
  • standing

متضادها (انگلیسی)

  • dismantled
  • closed

ترکیب‌های رایج

  • set up
  • hold a ceremony

یادداشت کاربرد

برپا بیشتر در ترکیب «برپا کردن» و «برپا شدن» به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط