انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
estrangement
غربت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- غربت
- دوری از وطن
- بیگانگی
معنی و کاربرد
غربت
noun — اسمEnglish meaningThe state of being away from one's own country or of being alienated.
دور بودن از وطن یا بیگانه شدن
He felt the pain of estrangement.
او درد غربت را حس کرد.
Years of estrangement had changed him.
سالها بیگانگی او را تغییر داده بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- alienation
- exile
متضادها (انگلیسی)
- belonging
ترکیبهای رایج
- sense of estrangement