پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

estrangement

غریبی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • غریبی
  • بیگانگی

معنی و کاربرد

  1. غریبی

    noun — اسم
    English meaning

    The state of being a stranger; alienation or separation.

    دور افتادن از وطن یا آشنایان

    • Years of estrangement separated the brothers.

      سال‌ها غریبی دو برادر را از هم جدا کرد.

    • He felt a deep estrangement from his family.

      او از خانواده‌اش بیگانگی عمیقی حس می‌کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • alienation
  • separation

متضادها (انگلیسی)

  • familiarity
  • belonging

واژه‌های مرتبط