انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
every
هر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- هر
- همه
معنی و کاربرد
هر
adjective — صفتEnglish meaningUsed to refer to all the individual members of a set without exception.
کمیت
Every child received a gift.
هر کودک هدیهای گرفت.
She calls every day.
او هر روز تماس میگیرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- each
- all
متضادها (انگلیسی)
- none
ترکیبهای رایج
- every day
- every time
یادداشت کاربرد
هر پیش از اسم مفرد میآید.
واژههای مرتبط
- each