انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
exam
امتحان به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- امتحان
- آزمون
معنی و کاربرد
امتحان
noun — اسمEnglish meaningA formal test of a person's knowledge or proficiency in a subject.
ارزشیابی تحصیلی
She passed the exam with a high score.
او امتحان را با نمرهٔ بالا قبول شد.
I have to study for tomorrow's exam.
باید برای امتحان فردا درس بخوانم.
شکلهای واژه
- plural
- exams
هممعنیها (انگلیسی)
- test
- examination
- assessment
ترکیبهای رایج
- take an exam
- fail an exam