پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

execution

اجرا به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • اجرا
  • انجام
  • عملی کردن

معنی و کاربرد

  1. اجرا

    noun — اسم
    English meaning

    The carrying out or putting into effect of a plan, order, or course of action.

    انجام دادن و به‌عمل درآوردن

    • The execution of the plan began at dawn.

      اجرای نقشه در سپیده‌دم آغاز شد.

    • He supervised the execution of the order.

      او بر اجرای فرمان نظارت کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • implementation
  • performance
  • completion

یادداشت کاربرد

اجرا در هنر نیز به معنای نمایش دادن روی صحنه است.