انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
execution
اجرا به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- اجرا
- انجام
- عملی کردن
معنی و کاربرد
اجرا
noun — اسمEnglish meaningThe carrying out or putting into effect of a plan, order, or course of action.
انجام دادن و بهعمل درآوردن
The execution of the plan began at dawn.
اجرای نقشه در سپیدهدم آغاز شد.
He supervised the execution of the order.
او بر اجرای فرمان نظارت کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- implementation
- performance
- completion
یادداشت کاربرد
اجرا در هنر نیز به معنای نمایش دادن روی صحنه است.