انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
exempt
معاف به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- معاف
- آزاد
- برکنار
معنی و کاربرد
معاف
adjective — صفتEnglish meaningFree from an obligation or duty imposed on others.
آزاد از انجام یک تکلیف
He was exempt from military service.
او از خدمت سربازی معاف بود.
Students are exempt from the fee.
دانشآموزان از پرداخت هزینه معاف هستند.
شکلهای واژه
- verb
- exempt
- noun
- exemption
هممعنیها (انگلیسی)
- excluded
- excused
- free
متضادها (انگلیسی)
- liable
- subject
ترکیبهای رایج
- exempt from
- tax exempt