انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
exhaustion
واماندگی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- واماندگی
- درماندگی
- خستگی
معنی و کاربرد
واماندگی
noun — اسمEnglish meaningA state of extreme tiredness or helpless exhaustion.
توصیف خستگی و ناتوانی
Exhaustion overcame the tired workers.
واماندگی بر کارگران خسته چیره شد.
He collapsed from exhaustion.
او از واماندگی از پا افتاد.
هممعنیها (انگلیسی)
- fatigue
- weariness
- prostration
متضادها (انگلیسی)
- vigour