پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

exile

تبعید به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تبعید
  • جلای وطن
  • رانده‌شدن

معنی و کاربرد

  1. تبعید

    noun — اسم
    English meaning

    The state of being forced to leave one's own country.

    اجبار به ترک وطن

    • He spent ten years in exile.

      او ده سال در تبعید گذراند.

    • The poet died in exile.

      آن شاعر در تبعید درگذشت.

  2. تبعید کردن

    verb — فعل
    English meaning

    To force someone to leave their country or home.

    اخراج و راندن از وطن

    • The king exiled his enemies.

      پادشاه دشمنانش را تبعید کرد.

    • She was exiled for her beliefs.

      او به خاطر عقایدش تبعید شد.

شکل‌های واژه

plural
exiles
past tense
exiled

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • banishment
  • expulsion
  • deportation

متضادها (انگلیسی)

  • repatriation

ترکیب‌های رایج

  • live in exile
  • go into exile

یادداشت کاربرد

تبعید هم اسم و هم فعل است و به راندن اجباری از وطن اشاره دارد.

واژه‌های مرتبط

  • banishment