انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
exile
تبعید به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تبعید
- جلای وطن
- راندهشدن
معنی و کاربرد
تبعید
noun — اسمEnglish meaningThe state of being forced to leave one's own country.
اجبار به ترک وطن
He spent ten years in exile.
او ده سال در تبعید گذراند.
The poet died in exile.
آن شاعر در تبعید درگذشت.
تبعید کردن
verb — فعلEnglish meaningTo force someone to leave their country or home.
اخراج و راندن از وطن
The king exiled his enemies.
پادشاه دشمنانش را تبعید کرد.
She was exiled for her beliefs.
او به خاطر عقایدش تبعید شد.
شکلهای واژه
- plural
- exiles
- past tense
- exiled
هممعنیها (انگلیسی)
- banishment
- expulsion
- deportation
متضادها (انگلیسی)
- repatriation
ترکیبهای رایج
- live in exile
- go into exile
یادداشت کاربرد
تبعید هم اسم و هم فعل است و به راندن اجباری از وطن اشاره دارد.
واژههای مرتبط
- banishment