انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
experience
تجربه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تجربه
- آزمودگی
معنی و کاربرد
تجربه
noun — اسمEnglish meaningKnowledge or skill gained from doing or seeing things over time.
دانش یا مهارتی که از عمل به دست میآید
She has years of experience in teaching.
او سالها تجربه در تدریس دارد.
Experience is the best teacher.
تجربه بهترین آموزگار است.
تجربه کردن
verb — فعلEnglish meaningTo undergo or live through an event or feeling.
از سر گذراندن چیزی
We experienced heavy rain yesterday.
دیروز باران شدیدی را تجربه کردیم.
He experienced great joy that day.
او آن روز شادی زیادی را تجربه کرد.
شکلهای واژه
- plural
- experiences
- past tense
- experienced
هممعنیها (انگلیسی)
- knowledge
- practice
- undergo
متضادها (انگلیسی)
- inexperience
ترکیبهای رایج
- gain experience
- work experience
- personal experience
یادداشت کاربرد
تجربه هم اسم و هم فعل است و به دانش حاصل از عمل اشاره دارد.