پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

experience

تجربه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تجربه
  • آزمودگی

معنی و کاربرد

  1. تجربه

    noun — اسم
    English meaning

    Knowledge or skill gained from doing or seeing things over time.

    دانش یا مهارتی که از عمل به دست می‌آید

    • She has years of experience in teaching.

      او سال‌ها تجربه در تدریس دارد.

    • Experience is the best teacher.

      تجربه بهترین آموزگار است.

  2. تجربه کردن

    verb — فعل
    English meaning

    To undergo or live through an event or feeling.

    از سر گذراندن چیزی

    • We experienced heavy rain yesterday.

      دیروز باران شدیدی را تجربه کردیم.

    • He experienced great joy that day.

      او آن روز شادی زیادی را تجربه کرد.

شکل‌های واژه

plural
experiences
past tense
experienced

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • knowledge
  • practice
  • undergo

متضادها (انگلیسی)

  • inexperience

ترکیب‌های رایج

  • gain experience
  • work experience
  • personal experience

یادداشت کاربرد

تجربه هم اسم و هم فعل است و به دانش حاصل از عمل اشاره دارد.

واژه‌های مرتبط