انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
expertise
خبرگی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- خبرگی
- تخصص
- مهارت
معنی و کاربرد
خبرگی
noun — اسمEnglish meaningGreat skill or knowledge in a particular field.
مهارت و تخصص در کاری
She has expertise in law.
او در حقوق خبرگی دارد.
The team lacks technical expertise.
تیم از خبرگی فنی بیبهره است.
His expertise saved the project.
خبرگی او طرح را نجات داد.
هممعنیها (انگلیسی)
- proficiency
- skill
- knowledge
متضادها (انگلیسی)
- inexperience
ترکیبهای رایج
- technical expertise
- expertise in
یادداشت کاربرد
خبرگی به معنای مهارت و آگاهی تخصصی در زمینهای است.