پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

face

چهره به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • چهره
  • صورت
  • رخسار

معنی و کاربرد

  1. چهره

    noun — اسم
    English meaning

    The front part of a person's head, where the eyes, nose, and mouth are.

    بخش جلوی سر انسان

    • She washed her face with cold water.

      او صورتش را با آب سرد شست.

    • A smile appeared on his face.

      لبخندی بر چهرهٔ او نشست.

    • His face was pale with fear.

      چهره‌اش از ترس رنگ‌پریده بود.

شکل‌های واژه

plural
faces

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • countenance
  • visage
  • features

ترکیب‌های رایج

  • face to face
  • make a face
  • save face

واژه‌های مرتبط