انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
face
رخ به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- رخ
- چهره
- صورت
معنی و کاربرد
رخ
noun — اسمEnglish meaningThe front part of a person's head, or the visible surface of something.
چهرهٔ انسان یا روی چیزی
Her face was pale with fear.
رخسار او از ترس رنگپریده بود.
The face of the building is white.
رخ این ساختمان سفید است.
شکلهای واژه
- plural
- faces
هممعنیها (انگلیسی)
- countenance
- visage
- surface
متضادها (انگلیسی)
- back
ترکیبهای رایج
- face to face
- on the face of it
یادداشت کاربرد
رخ در شعر و ادب به معنای چهره و در برخی کاربردها به معنای روی چیزی است.