پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

face

رخ به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • رخ
  • چهره
  • صورت

معنی و کاربرد

  1. رخ

    noun — اسم
    English meaning

    The front part of a person's head, or the visible surface of something.

    چهرهٔ انسان یا روی چیزی

    • Her face was pale with fear.

      رخسار او از ترس رنگ‌پریده بود.

    • The face of the building is white.

      رخ این ساختمان سفید است.

شکل‌های واژه

plural
faces

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • countenance
  • visage
  • surface

متضادها (انگلیسی)

  • back

ترکیب‌های رایج

  • face to face
  • on the face of it

یادداشت کاربرد

رخ در شعر و ادب به معنای چهره و در برخی کاربردها به معنای روی چیزی است.

واژه‌های مرتبط