انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
face
رخسار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- رخسار
- چهره
- رخ
معنی و کاربرد
چهره
noun — اسمEnglish meaningA person's face, especially in literary usage.
کاربرد ادبی برای چهره
The moonlight fell on her fair face.
مهتاب بر رخسار روشن او افتاد.
His face was pale with fear.
رخسارش از ترس رنگپریده بود.
Tears ran down her face.
اشک بر رخسارش جاری شد.
شکلهای واژه
- plural
- faces
هممعنیها (انگلیسی)
- countenance
- visage
- face
ترکیبهای رایج
- fair face
- pale face
یادداشت کاربرد
رخسار واژهای ادبی و قدیمی برای چهره است.