پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

face

سیما به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سیما
  • چهره
  • قیافه

معنی و کاربرد

  1. سیما

    noun — اسم
    English meaning

    The front part of a person's head; the expression on it.

    چهره و صورت انسان

    • Her face was calm and kind.

      سیمای او آرام و مهربان بود.

    • The sadness was clear on his face.

      اندوه از سیمای او پیدا بود.

  2. سیما

    noun — اسم
    English meaning

    The general appearance or character of something.

    ظاهر و چهرهٔ کلی یک چیز

    • The city has a modern face.

      این شهر سیمای مدرنی دارد.

    • The face of the country is changing.

      سیمای کشور در حال دگرگونی است.

شکل‌های واژه

plural
faces

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • countenance
  • expression
  • visage

ترکیب‌های رایج

  • bright face
  • sad face

یادداشت کاربرد

سیما بیشتر چهرهٔ ظاهری و حالت صورت را می‌رساند.

واژه‌های مرتبط