انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
fair
منصف به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- منصف
- عادل
- دادگر
معنی و کاربرد
منصف
adjective — صفتEnglish meaningTreating people equally without favoritism or discrimination; just.
بیطرف و دادگر
The judge was fair to both sides.
قاضی با هر دو طرف منصف بود.
That is not a fair decision.
آن تصمیم منصفانهای نیست.
شکلهای واژه
- comparative
- fairer
- superlative
- fairest
هممعنیها (انگلیسی)
- just
- impartial
- equitable
متضادها (انگلیسی)
- unfair
- biased
ترکیبهای رایج
- fair play
- fair trial