پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

fake

ساختگی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ساختگی
  • جعلی
  • مصنوعی

معنی و کاربرد

  1. ساختگی

    adjective — صفت
    English meaning

    Not genuine; made to look real in order to deceive.

    غیرواقعی و دروغین

    • He was wearing a fake beard.

      او ریشی ساختگی داشت.

    • The painting turned out to be fake.

      آن نقاشی جعلی از آب درآمد.

  2. مصنوعی

    adjective — صفت
    English meaning

    Artificial rather than natural.

    غیرطبیعی و ساختهٔ دست

    • These are fake flowers.

      این‌ها گل‌های مصنوعی هستند.

    • The smile on his face was fake.

      لبخند روی صورتش ساختگی بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • artificial
  • counterfeit
  • fabricated

متضادها (انگلیسی)

  • genuine
  • authentic

ترکیب‌های رایج

  • fake news
  • fake ID
  • fake smile

واژه‌های مرتبط