انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
fallen
ساقط به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ساقط
- افتاده
- سقوطکرده
معنی و کاربرد
ساقط
adjective — صفتEnglish meaningHaving dropped down; fallen from a position.
افتاده
The fallen leaves covered the ground.
برگهای ساقط زمین را پوشاندند.
The fallen soldier was honored.
سرباز افتاده گرامی داشته شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- dropped
- collapsed
متضادها (انگلیسی)
- upright
ترکیبهای رایج
- fallen leaves
واژههای مرتبط
- سقوط