پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

familiar

آشنا به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • آشنا
  • مانوس
  • شناخته‌شده

معنی و کاربرد

  1. آشنا

    adjective — صفت
    English meaning

    Well known from long or close association.

    شناختن کسی یا چیزی

    • The face looked familiar to me.

      آن چهره برایم آشنا بود.

    • She is familiar with the local customs.

      او با رسوم محلی آشناست.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • acquainted
  • known
  • accustomed

متضادها (انگلیسی)

  • strange
  • unfamiliar

ترکیب‌های رایج

  • familiar with
  • a familiar face

واژه‌های مرتبط