انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
familiar
بلد به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بلد
- آشنا
معنی و کاربرد
بلد
adjective — صفتEnglish meaningHaving a good knowledge of or being well acquainted with something.
آشنایی و دانستن
I am familiar with this neighborhood.
من این محله را بلد هستم.
He is familiar with the local language.
او زبان محلی را بلد است.
هممعنیها (انگلیسی)
- acquainted
- conversant
متضادها (انگلیسی)
- unfamiliar
- strange
ترکیبهای رایج
- familiar with
- familiar face
یادداشت کاربرد
بلد در فارسی اغلب با «بودن» میآید: بلد بودن یعنی دانستن.