پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

familiar

بلد به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بلد
  • آشنا

معنی و کاربرد

  1. بلد

    adjective — صفت
    English meaning

    Having a good knowledge of or being well acquainted with something.

    آشنایی و دانستن

    • I am familiar with this neighborhood.

      من این محله را بلد هستم.

    • He is familiar with the local language.

      او زبان محلی را بلد است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • acquainted
  • conversant

متضادها (انگلیسی)

  • unfamiliar
  • strange

ترکیب‌های رایج

  • familiar with
  • familiar face

یادداشت کاربرد

بلد در فارسی اغلب با «بودن» می‌آید: بلد بودن یعنی دانستن.

واژه‌های مرتبط