انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
familiar
مانوس به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مانوس
- آشنا
- خو گرفته
معنی و کاربرد
مانوس
adjective — صفتEnglish meaningWell known from long or close association; accustomed to something.
آشنا و خو گرفته به چیزی
He is familiar with the city.
او با شهر مانوس است.
The name sounded familiar.
آن نام آشنا به نظر می رسید.
She soon became familiar with the work.
او به زودی با کار مانوس شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- acquainted
- accustomed
- used
متضادها (انگلیسی)
- strange
- unfamiliar
ترکیبهای رایج
- familiar with
- become familiar
- familiar face
یادداشت کاربرد
مانوس یعنی آشنا و خو گرفته؛ نگارش آن با یک الف است.
واژههای مرتبط
- acquainted
- accustomed