انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
family
خانواده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- خانواده
- فامیل
- دودمان
معنی و کاربرد
خانواده
noun — اسمEnglish meaningA group of people related by blood, marriage, or adoption, especially parents and children.
گروهی از خویشاوندان بهویژه پدر و مادر و فرزندان
My family lives in a small town.
خانوادهٔ من در شهری کوچک زندگی میکند.
They are a very close family.
آنها خانوادهای بسیار صمیمی هستند.
The whole family gathered for dinner.
تمام خانواده برای شام جمع شدند.
شکلهای واژه
- plural
- families
هممعنیها (انگلیسی)
- household
- kin
- relatives
ترکیبهای رایج
- family member
- close family
- family life