انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
fan
هوادار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- هوادار
- طرفدار
معنی و کاربرد
هوادار
noun — اسمEnglish meaningAn enthusiastic admirer or supporter.
دوستدار پر و پا قرص
He is a fan of that band.
او هوادار آن گروه است.
The fans cheered loudly.
هواداران با صدای بلند تشویق کردند.
شکلهای واژه
- plural
- fans
هممعنیها (انگلیسی)
- supporter
- admirer
- enthusiast
متضادها (انگلیسی)
- critic
ترکیبهای رایج
- football fan