انگلیسیبه فارسیadverb — قید
far
دور به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دور
- دورادور
- بسیار
معنی و کاربرد
دور
adverb — قیدEnglish meaningAt, to, or by a great distance.
فاصلهٔ زیاد
The school is not far from here.
مدرسه از اینجا دور نیست.
How far is the station?
ایستگاه چقدر دور است؟
شکلهای واژه
- comparative
- farther
- superlative
- farthest
هممعنیها (انگلیسی)
- distant
- remote
متضادها (انگلیسی)
- near
- close
ترکیبهای رایج
- so far
- far away
- as far as
یادداشت کاربرد
دور هم قید فاصله و صفت به معنای دور و نیز به معنای «گرد» (دور زدن) است.