پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadverb — قید

far

دور به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • دور
  • دورادور
  • بسیار

معنی و کاربرد

  1. دور

    adverb — قید
    English meaning

    At, to, or by a great distance.

    فاصلهٔ زیاد

    • The school is not far from here.

      مدرسه از اینجا دور نیست.

    • How far is the station?

      ایستگاه چقدر دور است؟

شکل‌های واژه

comparative
farther
superlative
farthest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • distant
  • remote

متضادها (انگلیسی)

  • near
  • close

ترکیب‌های رایج

  • so far
  • far away
  • as far as

یادداشت کاربرد

دور هم قید فاصله و صفت به معنای دور و نیز به معنای «گرد» (دور زدن) است.

واژه‌های مرتبط