انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
fast
سریع به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سریع
- تند
- چابک
معنی و کاربرد
سریع
adjective — صفتEnglish meaningMoving or capable of moving at high speed.
سرعت زیاد
He is a fast runner.
او دوندهٔ سریعی است.
This is the fastest train in the country.
این سریعترین قطار کشور است.
She gave a fast reply.
او پاسخ سریعی داد.
سریع (زود)
adverb — قیدEnglish meaningHappening or done quickly.
بهسرعت
Don't drive so fast.
اینقدر سریع رانندگی نکن.
The news spread fast.
خبر بهسرعت پخش شد.
شکلهای واژه
- comparative
- faster
- superlative
- fastest
هممعنیها (انگلیسی)
- quick
- rapid
- swift
متضادها (انگلیسی)
- slow
ترکیبهای رایج
- fast food
- fast pace
- hold fast
یادداشت کاربرد
fast هم صفت و هم قید است؛ در حالت قید بدون -ly میآید.
واژههای مرتبط
- quick
- speed