پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

fast

سریع به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سریع
  • تند
  • چابک

معنی و کاربرد

  1. سریع

    adjective — صفت
    English meaning

    Moving or capable of moving at high speed.

    سرعت زیاد

    • He is a fast runner.

      او دوندهٔ سریعی است.

    • This is the fastest train in the country.

      این سریع‌ترین قطار کشور است.

    • She gave a fast reply.

      او پاسخ سریعی داد.

  2. سریع (زود)

    adverb — قید
    English meaning

    Happening or done quickly.

    به‌سرعت

    • Don't drive so fast.

      این‌قدر سریع رانندگی نکن.

    • The news spread fast.

      خبر به‌سرعت پخش شد.

شکل‌های واژه

comparative
faster
superlative
fastest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • quick
  • rapid
  • swift

متضادها (انگلیسی)

  • slow

ترکیب‌های رایج

  • fast food
  • fast pace
  • hold fast

یادداشت کاربرد

fast هم صفت و هم قید است؛ در حالت قید بدون -ly می‌آید.

واژه‌های مرتبط