انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
fat
فربه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فربه
- چاق
- تنومند
معنی و کاربرد
فربه
adjective — صفتEnglish meaningHaving a lot of flesh on the body; overweight.
چاقی و تنومندی
The fat cat lay in the sun.
گربهٔ فربه در آفتاب دراز کشیده بود.
He grew fat after the holidays.
او بعد از تعطیلات فربه شد.
The sheep were fat and healthy.
گوسفندان فربه و سالم بودند.
شکلهای واژه
- comparative
- fatter
- superlative
- fattest
هممعنیها (انگلیسی)
- plump
- stout
- overweight
متضادها (انگلیسی)
- thin
- lean
ترکیبهای رایج
- fat and happy
- grow fat
یادداشت کاربرد
فربه بیشتر در مورد انسان و دام به معنای چاق و تنومند به کار میرود.