پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

fat

فربه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • فربه
  • چاق
  • تنومند

معنی و کاربرد

  1. فربه

    adjective — صفت
    English meaning

    Having a lot of flesh on the body; overweight.

    چاقی و تنومندی

    • The fat cat lay in the sun.

      گربهٔ فربه در آفتاب دراز کشیده بود.

    • He grew fat after the holidays.

      او بعد از تعطیلات فربه شد.

    • The sheep were fat and healthy.

      گوسفندان فربه و سالم بودند.

شکل‌های واژه

comparative
fatter
superlative
fattest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • plump
  • stout
  • overweight

متضادها (انگلیسی)

  • thin
  • lean

ترکیب‌های رایج

  • fat and happy
  • grow fat

یادداشت کاربرد

فربه بیشتر در مورد انسان و دام به معنای چاق و تنومند به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط