انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
faulty
عیبناک به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- عیبناک
- معیوب
- خراب
معنی و کاربرد
عیبناک
adjective — صفتEnglish meaningHaving a defect or fault; not working correctly.
دارای عیب و نقص
The machine is faulty.
آن دستگاه عیبناک است.
Faulty wiring caused the fire.
سیمکشی معیوب باعث آتش شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- defective
- flawed
- broken
متضادها (انگلیسی)
- flawless
ترکیبهای رایج
- faulty product